
کتاب طلایی آزمایش های شیمی آقای رابرت برنت کتابی است که به زبان ساده و شیوا، الفبای آزمایش های شیمی و چگونگی انجام برخی از آن ها در شرایط بیرون از آزمایشگاه و با حداقل وسایل در دسترس، آموزش می دهد . با مطالعه این کتاب خصوصا در مقاطع آموزشی پایین ، برای خواننده ، این امکان فراهم می شود که بتواند دانش شیمی را در اطراف خود تجربه کند. این کتاب برای دانش آموزان کنجکاو و دانش پژوهانی که امکان ارتباط مستقیم آنها با آزمایشگاه میسر نمی باشد و سوالات ذهن شان ، گاها آن ها را به چالش می کشاند ، راهکاری مناسب در جهت ارضای توان فکری پرسشگر و جستجوگر آنها می باشد . اینجانب به عنوان ویراستار علمی کتاب طلایی آزمایش های شیمی رابرت برنت معتقدم که گاهی اندوخته های علمی ما انسان ها به حد و یا مرز تخصص هم می رسد اما ممکن است در این حد از دانش، ساده ترین مطالب پیشینه دانستنی ها و انجام برخی امورات از راه ساده تر را از یاد ببریم اما در این اثر زیبا پاسخ این سوال نهفته است . امید است دستان بخشنده یگانه آموزگار هستی، ما را در انجام این ترجمه چنان یاری داده باشد که همانگونه با خواندن اثر مؤلف، زیبایی آن را احساس نمودیم ؛ در ترجمه این اثر توانسته باشیم این زیبایی را به خواننده منتقل کرده باشیم. این کتاب جذاب و خواندنی در سال 1391 توسط خانم زهرا احمدی ( مترجم اثر ) چاپ و منتشر شد و یک سال بعد، جهت نشر الکترونیک توسط ایشان منتشر گردید.
110 صفحه

تفکر جمعی و شعور سیاسی مردم تحت تاثیرموجی از اطلاعات گوناگون روز به روز متحولشده، چیزی که در کمتر جای دنیا اتفاق میافتد.بهتر است بگوییم مردم هیچکجای دنیا تا ایناندازه سیاسی نیستند...سیاست و دانش تجزیه وتحلیل آن خاص، «انتواگتوئلها» یا به قولخودمانیتر، روشنفکران و خواص است... امامردم خوب میدانند که چه طور باید خوبزندگی کرد... و دولت و نهادهای مدنی برای اینمهم ارزش فوقالعادهای قائلند وسرمایهگذاریهای هنگفتی میکنند.نگاهی به کمپهای کار و مناطق مختلفسکونت مهاجران ایرانی در برخی کشورهایاروپایی گاه آنقدر تامل برانگیز و اثرگذار استکه نمیتوان آنرا نادیده گرفت.جوانان و گاه نوجوانانی با آرزوی دستیابی به«مدینه فاضله» بار سفر میبندند و با سختی وتحمل مصائب مختلف راهی سرزمینهای موعودمیشوند...طی مسیر اغلب با عبور از مرزهایخاکی با پای پیاده و یا سواره و در شرایط قاچاق وپنهانی صورت میگیرد... آنها با دلی پر از امیدمیروند تا آنچه را که میخواهند و نمیتوانند درخانه پدری و سرزمین مادری بیابند، در سرزمیناجنبی جستجو کنند.بسیاری شان از این که بعد از گرفتن مدرکدانشگاهی مجبور باشند کارآموزی کرده و یا ازصفر شروع کنند خوششان نمیآید...خیلیها کهخوش باورترند، خیال میکنند از گرد راه دانشگاهکه فارغ آیند حتما با مدرک لیسانس وفوقلیسانس هر جا بروند رییسشان میکنند وبرج، به برج هم پاداش و حقوق نیم میلیونی بایدبگیرند...اما این روزها خیلیها به این حقیقتغیرقابل انکار پی بردهاند، در شرایطی که دریافتمدرک فوق لیسانس ظرف سالهای اخیر بسیارآسان شده است...آن کس که پول دارد و کمیهم تلاش کند، راحت میتواند خود را بالاتربکشد و پست بهتری برای آینده خود در خیالاتشتصور کند. با این همه چند صباحی که از فارغ التحصیلیمیگذرد... این باور که دستیابی به عرصهایمناسب برای فعالیت و ورود به بازار کار، متعلق بهاز ما بهتران است. چه کسی باور میکند در سرزمینی که نفت وزمین بسیار و معادن کشف نشده و امکانات وسیعیهست تا همه جوانانش فرصت و شانس یکزندگی خوب را به محک تجربه گذارند، آب ازآب تکان نمیخورد وقتی از نخبگان والمپیادیها گرفته تا بچههایی با استعدادها وتواناییهای مختلف میروند، تا آنچه در چنتهدارند در دیاری دیگر به منصه ظهور درآورند. دو سه سال پیش وقتی برای انجام پروژهپایاننامه با استاد راهنمایم قرار میگذاشتم...اوپنج شماره تماس مختلف به من داد که هر کداممتعلق به جایی بود...همان موقع با خودم فکر کردم عجب آدمفعال و پرکاری، مگر میشود به همه این کارهارسید. ساعتی که برای ملاقات با او به دفتر کارشدر یکی از سازمانها رفتم، پلاک بالای در نشانگرآن بود که آقای دکتر...مدیر عامل آن سازماناست. تا حدی خجالت زده بودم که مزاحم وقتاستاد شدهام... بعد که به اتاقکار ایشان هدایتشدم. منشی دفترشان توضیح داد، چند دقیقهدیگر آقای دکتر جلسهشان تمام میشود. حدود۲۰ دقیقه معطل شدم. پس از خاتمه جلسه،چهرههای آشنایی از چند سازمان و نهاد دیگر راکه به دلیل حرفهام از نزدیک با آنها مصاحبهداشتم، از اتاق آقای دکتر بیرون آمدند، بعدمتوجه شدم این مجموعه خودشان یک شرکت وانجمن فرهنگی تشکیل دادهاند که اتفاقا استاد منمدیر آن شرکت است و جلسه ماهیانهشان در اتاقکنفرانس آقای مدیرعامل تشکیل میشود و البتهخرج پذیرایی آقایان هم برعهده سازمان متبوعآقای مدیرعامل است. دو روز بعد، قرار دیگری با هم داشتیم در یکیاز سازمانهای فرهنگی و چند رو زبعد نشستن دریکی از دفاتر رسانهای که در اولی استاد راهنمایمن مشاور مدیرعامل و در دومی مدیرمسئولتحریریه بود. از او پرسیدم، امکانش هست در یکیاز این نهادهای تحت خدمت، جای کاری برایمن وجود داشته باشد. او گفت، متاسفانه اینروزها کار محدود است و متقاضی زیاد، اما تلاشمرا میکنم و اگر خبری شد، حتما خبرت میکنم. البته هیچ وقت از آن استاد محترم خبری نشدو من بالاخره پایان نامهام را دفاع کردم. «شیوا چادر شب فروش» فارغ التحصیلرشته تغزی، که اخیرا از طریق اینترنت توانستهبرای ادامه تحصیل و کا در دانشگاه «مکگیل»کانادا پذیرش دریافت کند، در این باره میگوید:روزی که با رتبه خوب در این رشته قبول شدمواقعا با علاقه تمام سعی کردم به طور همزمان دریکی دو کارخانه محصولات غذایی که آشنایانیداشتم کارآموزی کنم و تصور میکردم بعد ازکارآموزی، جذب همانجاها میشوم، اما چونمتاسفانه آشنایان من پارتیهای وزینی نبودند،نتوانستم علیرغم داشتن سابقه کار و مدرک لیسانسمشغول شوم، بعد برای مدتی سعی کردم اینجا وآنجا همچنان به عنوان کارآموز مشغول شوم، کهالبته هر کدام شش ماه بیشتر دوام نداشت،دستآخر، منشیگری یک شرکت پخش موادغذایی را به من پیشنهاد کردند که گفتم این چهربطی به تحصیلم دارد؟...گفتند فعلا همین است،مدتی سعی کردم به دلیل علاقه زیاد و تواناییامدر ترجمه یکی دو کتاب رشته تحصیلیام راترجمه کنم، اما باز هم برای یافتن یک ناشر وحمایتکننده با مشکل مواجه شدم. فرید صباحی» فارغ التحصیل رشته ارتباطاتمیگوید: از ابتدای تحصیل در چند نشریه مشغولبودم، چون نشریات هیچ کدام حقوق ثابت یا بیمهنداشتند... یکی دو تای آن که تعطیل شد، کاریدر یکی از شرکتهای تبلیغاتی به من پیشنهاد شدو همزمان، بازهم بهخاطر درآمد اندک مجبورشدم در اداره پست بهصورت روزمزد فعالیتکنم. خیلی از همکارانم که در آنجا روزمزدی کارمیکردند، مجبور بودند بهخاطر دادن آمار بالا ودریافت پورسانت و مزد بیشتر از کار بدزدند.چون کار دیگری نداشتند...در چنین شرایطینوشتن گزارش و مطلب و دنبال سوژه رفتن وتحقیق کردن واقعا مشکل بود. بدتر از همه آن بودکه اغلب اینطرف و آنطرف در بعضی سازمانهاو ادارات با برخی از همکلاسیهایم که اتفاقاپارتی ویژهای داشتند، برخورد میکردم که برمسند چند شغل کلیدی تکیه زدهاند در حالیکهسوادشان از بقیه گاه نه تنها بیشتر نبود، بلکه کمترهم بود. به نظر این درد بزرگیست که آدم تمام آنچهرا که باید، برای رسیدن به موفقیت در خود جمعآورد، اما امکان استفاده از آن هرگز مهیا نشود.وقتی به هر دری میزنی آنچه میخواهینمییابی، کم کم اعتماد به نفست را از دستمیدهی... در یکی از همین جاهایی که مشغولبودم، خودم میدیدم که چگونه جوانانتحصیلکرده و ماهر به کار، به خاطر بستن قرار دادقطعی و دریافت چند هزار تومان بیشتر زیر آبیکدیگر را میزدند و یا تن به برخی رویههایغیراخلاقی میسپردند.«دکتر عنایت ا...میرورزنده» جامعه شناس وفارغ التحصیل دانشگاه «کالیفرنیا» طی مصاحبهایدر خصوص مشکلات و مصائب جوانان امروزمیگوید: نهادهای اجتماعی همانگونه درشکلگیری شخصیت و آرمانگرایی نوجوانان وجوانان موثرند که خانواده و نهاد آموزش وپرورش و از آنجایی که هنوز در کشورما همهخانوادهها به آن بالندگی و تفکر کافی در شناختروانکاوانه با فرزندان خود دست نیافتهاند وهمچنان نیازمند تعلیمات ویژهاند، این مهم بردوش نهاد آموزش و پرورش است. آموزش و پرورش وقتی میتواند به ترتیبنسلی توانا، مبتکر و خلاق، اهتمام ورزد که ازیگانگی آراء و یکپارچهگی رویه سود برده وقوانین وضع کند که خالق نسلی نمونه شود.ریختن مجموعهای از اطلاعات مختلف و گاهبیاستفاده در ذهن بچهها و دادن و اعمالراهکارهای جورواجور و پیاده سازی نظامهایرنگارنگ گاه حتی طی دو سال پیاپی بدون کارکارشناسانه و نظرسنجی و تحقیق تنها موجب ازهمپاشیدگی نظام فکری نسلها و گاه افراد یکرده یا نسل میشود. بازآموزی و طراحی به روزهمیشه و در همه جای دنیا مرسوم است، اما شیوهآموزش در غالب نظامهای آموزشی چیزینیست که ناگهان هر سال مورد تغییر و تحول قرارگیرد. وی همچنین میافزاید: داشتن آموزشخوب، فراگیری فنون، برای به دستآوردن کار ودرآمد مناسب مجموعهای ست که منجر به کسبو احیای اعتماد به نفس در جوانان میشود.
شامل 16 صفحه word

لینک پرداخت و دانلود *پایین مطلب*
فرمت فایل:Word (قابل ویرایش و آماده پرینت)
تعداد صفحه99
سازمانهای کامیاب امروز
سازمانهای یادگیرنده و دانش آفرین
تعریف سازمان عبارت است از کوشش جمعی و عمدی عده ای از افراد بر اساس روابط منظم و منطقی برای رسیدن به هدف مشترکی که هر یک از افراد به تنهایی از رسیدن به آن عاجزند با یکدیگر همکاری و مساعدت می نمایند.
سازمانهای یادگیرنده[1] سازمانهایی هستند که در آنها افراد به طور مستمر تواناییهای خود را افزون می سازند تا به نتایجی که مدنظر است دست یابند، جایی که الگوهای جدید تفکر رشد می یابند، اندیشه های جمعی و گروهی ترویج می شوند و افراد چگونگی آموختن[2] را به اتفاق هم می آموزند.
سازمانهای یادگیرنده را به تعبیری دیگر می توان سازمانهای دانش آفرین نامید، سازمانهایی که در آنها خلق دانش و آگاهیهای جدید، ابداعات و ابتکارات یک کار تخصصی و اختصاصی نیست، بلکه نوعی رفتار همگانی و روشی است که همه اعضای سازمان بدان عمل می کنند. به عبارت دیگر سازمان دانش آفرین سازمانی است که هر فردی در آن انسانی خلاق و دانش آفرین است. در این سازمان تفکر، بحثهای جمعی، و کشف نظریات و افکار نو تشویق می شوند و نوآوران پرورش می یابند[3].
سازمانهایی با چنین ویژگیها و خصوصیات سازمانهایی آرمانی و خواستنی هستند، اما چگونه می توان به چنین سازمانهایی دست یافت و چطور می توان چنین سازمانهایی را طراحی و ایجاد نمود؟ چه برنامه ها و سیاستهایی باید اعمال شوند تا سازمانها به این وضعیت مطلوب انتقال یابند؟
آنچه در مورد این سازمانها ارائه شده بیشتر جنبه فلسفی و نگرشهای کلی داشته و کمتر به جنبه های عملی و کاربردی اشاره گردیده است. در مورد تعریف این گونه سازمانها بطور عملی و کاربردی تعریفی وجود ندارد، از نظر مدیریت رهنمود های روشن و صریحی بیان نشده و از نظر ابزار سنجش و ارزیابی این گونه سازمانها نیز وسیله ای در دست نیست. با توجه به ابهامات ونارساییهایی که موضوع سازمانهای یادگیرنده را احاطه کرده است، در این مقاله کوشش شده تا ضمن تشریح مفاهیم و موازین عملی و کاربردی آنها نیز حتی المقدور تبیین و ارائه گردد.
[1] . learning Organizations
[2] . Learning How to Learn
[3]

در این گزارش کارآموزی 63 صفحه ای در قالب word و قابل ویرایش میباشد که مربوط به رشته کامپیوتر در شهرداری میباشد تمام آنچه باید در یک گزارش کارآموزی آورده شود گنجانده شده است.
کارآموزی :
دوره ای است که دانشجو مطابق با رشته تحصیلی خودش در جایی (با معرفی نامه از طرف دانشکده) مشغول به کار میشود و بعد از گذراندن ساعات مورد نظر، از طرف محل کارآموزی نمره دریافت میکند. و گزارش کار را به صورت جزوه بعد از اتمام کار، تسلیم استاد کارآموزی در دانشکده باید کرد.
اگر دانشجو مقید باشد و به رشته خودش علاقه داشته باشد، بهترین موقعیت برای آماده شدن برای ورود به بازار کار میتواند باشد.
به این صورت که :
- با قرار گرفتن در فضای کاری تخصصش و بدون مسئولیت زیاد، با کار آشنا میشود.
- از تجربه متخصصین رشته خودش استفاده میکند.
- با افراد هم رشته خودش آشنا میشود.
- امکان جذب بازار شدن در این مرحله بالا میرود. (اگر در این دوره سنگ تمام بگذاری، احتمال اینکه پیشنهاد کاری به شما بشود خیلی زیاد است).
قسمت هایی از این گزارش :
فهرست :
معرفی محل کارآموزی ..................................................................................................................8
نمودار ساختار سازمانی سازمانی شرکت.......................................................................................9
فعالیت های من...........................................................................................................................13
عیبیابیوارتقاءسیستم...........................................................................................................14
نصبسیستمعاملونرمافزارهایمربوطه...............................................................................16
انجامتنظیماتدستیشبکهبرایکلاینتها...............................................................................18
سرویس های دوره ای..................................................................................................................30
سیستماطلاعاتجغرافیایی (GiS)............................................................................................32
نرمافزارArcGiS......................................................................................................................41
نحوهواردکردناطلاعاتازمحیط ExcelبهمحیطGiS.............................................................54
نحوهQueryگرفتندرنرمافزارArcGiS.................................................................................58
جمعبندیونتیجهگیری ..............................................................................................................62
دراین فصل توضیحاتی درباره کلیات دوره کارآموزی ام، شرحی درباره محل کارآموزی ، شناخت آن و فعالیت های خود ارائه میکنم. دوره کارآموزی ام درتاریخ 10/5/90 درشرکت پارس مختصات جنوبواقع درشهر شیراز آغاز شد.
معرفی کلی سازمان وشناساییفعالیتهایتخصصیآن:
شرکت مهندسین مشاور پارس مختصات جنوب به منظور ارایه خدمات نقشه برداری در مهرماه یک هزار و سیصدو هشتاد در شیراز به ثبت رسیده است؛ و از همان تاریخ رسماً فعالیتهای خود را آغاز نموده و در طول مدت فعالیت خود موفق شده است پروژه های مختلفی را برای سازمانها و ادارات مختلف در اقصی نقاط کشور به پایان برساند.
در حال حاضر این شرکت قادر است خدمات مشاوره مهندسی خود را در اکثر زمینه های طراحی و مطالعه منابع آب، نقشه برداری، خدمات سیستم های اطلاعات جغرافیایی (GiS) و ارائه سرویسهای تجهیزاتی ژئوماتیک (نقشه برداری) ارائه کند. در این راستا صلاحیت شرکت پارس مختصات جنوب، توسط سازمان مدیریت و برنامه ریزی کشور در پایه 3 خدمات مشاوره در زمینه های زیر مورد تأیید قرار گرفته است :

لینک پرداخت و دانلود *پایین مطلب*
فرمت فایل:Word (قابل ویرایش و آماده پرینت)
تعداد صفحه:28
فهرست مطالب
نگاهی به فلسفه های مدیریت بازاریابی
مقدمه
دیدگاه تولید:
دیدگاه محصول (Product Concept):
دیدگاه فروش (Selling Concept):
دیدگاه بازاریابی (Marketing Concept):
دیدگاه بازاریابی اجتماعی (Societal Marketing Concept):
نقش علم بازاریابی درسلامت اجتماعی
چکیده
مقدمه
سلامت اجتماعی
تلاطم اجتماعی و بازاریابی
نتیجه گیری
منابع و ماخذ:
مدیریت بازاریابی را کوششی آگاهانه برای دستیابی به نتایج مبادله مطلوب با بازارهای مورد نظر دانسته اند. شناخت فلسفه هایی که راهنمای اینگونه تلاش های بازاریابی هستند و آگاهی از ارزش نسبی هر یک در رابطه با “ سازمان”، “ مشتریان” و “جامعه”،می باشد . سازمانها فعالیت های بازاریابی خود را بر اساس پنج دیدگاه قرار می دهند.
این دیدگاه ها عبارت اند از: تولید، محصول، فروش، بازاریابی و بازاریابی اجتماعی
دیدگاه تولید:
گرایش تولید یکی از قدیمیترین فلسفه ها برای رهنمود دادن به فروشندگان است. گرایش تولید بر پایه این فرض بنا شده است که مصرف کننندگان خواهان محصولاتی هستند که در دسترس بوده، استطاعت خرید آن را داشته باشند؛ بنابراین مدیریت باید فعالیت خود را بر بهبود کارایی تولید و توزیع متمرکز کند.
هنوز هم دیدگاه تولید یکی از دیدگاه های مفیدی است که در دو وضع زیر کاربرددارد. نخستین وضع مربوط به زمانی است که تقاضا برای محصول بیش از عرضه می باشد. در اینجا مدیریت باید برای افزایش تولید در صدد یافتن راههایی برآید.
دومین وضع مربوط به زمانی است که قیمت تمام شده محصول بسیار بالا باشد و باید برای کاهش آن چاره ای اندیشید. برای مثال، فلسفه کلی هنری فورد بنیانگذار خودرو سازی فورد این بود که فرآیند تولید خودروی مدل ؛تی؛ کامل شود، به گونه ای که هزینه آن کاهش یابد و مردم از نظر مالی توان خرید آن را داشته باشند. او به شوخی می گفت که مردم باید هر رنگی را که می خواهند انتخاب کنند، مشروط بر اینکه چیزی غیر از رنگ سیاه نباشد.
برخی از سازمانهای خدماتی، مانند نهادهای دولتی، از این فلسفه پیروی می کنند. اگرچه این نهادها قادرند مشکلات ارباب رجوع بسیاری را برطرف کنند. ولی این نوع مدیریت باعث نارضایتی مراجعه کنندگان می شود. در این سازمانها فرض بر این است که ارباب رجوع به خدمات ارائه شده نیاز دارند، بنابراین برای راضی کردن این افراد به طور بهینه اقدامی صورت نمی گیرد.